قوچ های سنگی و باورها

http://upcity.ir/images/36853763637130852586.jpg

نقش و نگارهای روی  سنگها و دیواره غار ها یکی از  گوياترين ، خواناترين و همگاني ترين ابزار براي انتقال فرهنگ و هنر و اقتدار در ادوار گذشته محسوب می شد .

     قوچ های سنگی در روستای قدیمی شجاع

روستای شجاع همراه با دیگر مناطق آذر بایجان مثل تسوج و مراغه و مهاباد و آبادی های جمهوری خود مختار نخجوان واقع آنطرف رود ارس دارای قوچ های سنگی فراوانی بوده است ، این قوچ های سنگی که قرمز رنگ  و به احتمال زیاد از جنس سنگ های رسوبی اطراف کچی قالاسی بود ه با قدمت چندین صد ساله و یا بیشتر تا اوایل انقلاب پا بر جا بودند . این آثاراز دست رفته بسیارقدیمی تا سال 60 در سه نطقه از روستای شجاع  در گورستانهای قدیمی آلی چمنی ، و پارلیجا و نزدیکی سرباز تپه سی به تعداد 12 عدد موجود بود که توسط اهالی و سود جویان منطقه برای ابد نابود و از ذهن ها پاک شدند و ما توانستیم تنها یک عکس یادگاری از دوستان در کنار آن سنگها تهیه و به دید علاقمندان تاریخ شجاع در وبلاگ قرار دهیم  .

قوچ های سنگی و باورها

در روستای شجاع این قوچ های سنگی  قرمز رنگ  مورد احترام و تقدس نیز بوده است و زمانی که هنوز از بهداشت و واکسن های سرخک و  ..... خبری نبود و بیماری واگیر  سرخک ( قزیلجا ) و سیاه سرفرفه (قره اسکورمه ) بلای جان کودکان مردم شده بود ، از هر 10 کودک جان 6 کودک را قربانی می گرفت ، قوچ های سنگی پناهگاهی برای دست به دامن مادران گریان شده بود . مادران برای نجات فرزندان خود از کام شیاطین و هیولای سرخک ، فرزندان خود را چندین بار از زیر آن قوچ ها می گذراندند و چند مشت گندمی که با هزاران زحمت به دست آورده بودند نذر قوچ های سنگی می کردند  و معتقد بودند هر دانه ایی که توسط پرندگان و جوندگان خورده می شود  سبب بهبودی سرخک و نجات بچه می شود .

قوچ های سنگی آثاري از ذوق و هنر دستان تواناي نياکان ما بودند که با آميزه اي از اعتقادات قومي و نقش و نگارها براي انتقال فرهنگ و هنر و تعیین قلمرو خود اقدام به حجاری ها و تغيير شکل  و فرم دادن بر روي سنگ ها بر شدند .

http://upcity.ir/images/01803749214173904291.jpg

قوچ سنگی در مهاباد

قوچ هاي سنگي در دوره سلجوقي و يا دوره آق قويونلوها به عنوان نماد قدرت و شکست ناپذيري بر سر مزار پهلوانان و جنگ آوران قرار مي گرفتند.

 سرزمين آذربايجان به ویژه کناره های حاصلخیز ارس با تمدن دیرینه خود پر از هزاران هزار يادگارهاي تاريخي منقول و غيرمنقول بوده است ،که مهمترین آنها  آثار سنگي به ويژه قوچ ها ی سنگی و  سنگ قبرها و سنگ نبشته هایی است که یا در دل خاک نهفته و زمان را می طلبد و یا آثاری بودند که مردم سود جو به خیال وجود عتیقه در دل سنگ ، و عده ایی نیز با افکار غلط بت پنداری  موجب تخریب و نامهری شده اند.

http://up.vatandownload.com/images2/su4va9sathgo05xbie5.jpg  

قو چ های سنگی در سایر نقاط آذربایجان :

در آذربايجان مجسمه سنگي قوچ جاي پاي بسياري دارد و در بيشتر آبادي‌ها اين مجسمه‌ها ديده مي‌شود چرا كه گوشت لذيذ و تهيه بيشتر لوازم معيشت مثل قاليچه زيبا و لباس‌هاي مناسب و استفاده از پوست آن قوچ را مورد توجه قرار داده است. و براي پدران و نياكان سمبل فراواني و غلبه مي‌باشد. در بيشتر گورستان‌ها مجسمه‌ي قوچ بر سر قبر قهرمانان و پهلوانان گذاشته مي‌شد و نام قهرمانان نيز با قوچ برده مي‌شود مثل قوچ كوراوغلي ، قوچ نبي.

http://upcity.ir/images/75259071821244177329.jpg

در تسوج جلوي مسجد دلانلو (قره‌داغلو) در مدخل آب چهل پله (قرخ اياق، سردابه) دو مجسمه موجود بود كه گويا امروز يكي از آنها در محل ساختمان شهرداري است. شايد اين مجسمه‌ها از دوران حكومت قره‌قويونلو و يا آق قويونلو مانده و ممكن است ساكنين اين محله كه در آن عهد به تسوج كوچ كرده‌اند آنها را به عنوان سمبل مردانگي و رشادت با خود آورده‌اند. اين قوچ‌ها بين زنان مقدس بوده و زناني كه بي‌فرزند بودند روي آن سوار مي‌شدند و نذر مي‌كردند كه صاحب اولاد شوند. خانم ملک پور افزود: جنس اين قوچها از نوع سنگهاي رسوبي است که حدود 400 سال قبل در ابعاد يک و نيم در يک متر توسط هنرمندان حجاري شده و پديد آمده است


http://upcity.ir/images/59359044454514627029.jpg


نماد قوچ در هنر شرق و غرب

قوچ(Ram): معاني سمبليك: آرامي، باروري، تحمل، تواضع، خورشيد، دانايي، رام كردن، صلح، محافظت، مولّد حرارت، نيرومندي و وقار مي باشد.

باورهاي قومي و اساطيري: اولين علامت منطقه البروج (ماه فروردين)، از اين رو، سمبل افكار نو و طلوع دوره جديد است. در نشان هاي نجابت خانوادگي، علامت درك يا رهبر مي باشد. در اساطير، ايزدان قوچ برابر با خدايان گاو نر بوده اند


در ايران، نشان امپراطوري ايران، سمبل مردانگي و يكي از ده حيوان در بهشت مسلمانان است. شاخ قوچ نيز نماد آفرينش، شعاع نور، جنگ و خشونت مي باشد.10 قوچ يكي از شكل‌هاي جانوري عمده كه در آنها، خدايان وابسته به زايش و باروري در خاورميانه، يونان، مصر باستان مورد پرستش بود.

تصاوير قوچ از3500ـ3000 پيش از ميلاد، در پرستشگاه مادر، الهة سومري و همچنين ساخته از فلزات گرانبها، در گورهاي سلطنتي در اور ur، حدود2500 پيش از ميلاد، يافت شده است. عصايي سلطنتي با دسته اي به شكل سر قوچ، صفت ويژة انكي Enki (ــــ اِ آ EA)، خداي آب تازه در نزد سومري هاي بود.

مردم بابل اين حيوان را به عنوان كفاره گناهان ملت در جشن هاي سال نو نثار مي كردند؛ در مصر باستان، تجسمي از روح. گاهي خدايان چهار عنصر آب (osiris)، آتش (Amen-Ra)، زمين (Qeb)، و هوا (shu) به شكل قوچ ظاهر مي‌شدند. اصل و نصب، رامسس (Rameses)، »بلوس« بود.12 مصر، چندين قوچ ـ خدا داشت، و در هر كدام از آنان داراي پرستشگاه ويژة خود بود. احتمالاً قديمي ترين آنها هاخنوم (khnum) نام داشت. آفريننده اي كه او را با سر قوچ تصوير مي‌كردند و تنديس انسان را بر چرخ كوزه گران مي ساخت. مراسم پرستش او در الفانتين مصر، جايي كه قوچ‌هاي موميايي شده است، شايد اصل و منشايي پيش ـ سلسله اي داشته باشد. هريشاف (Heryshaf) خداي باروري و حاصلخيزي، كه در مصر ميانه مورد پرستش بود يك خداي كهن ديگر با سر قوچ است. شايد نيز اين خدا تاج اوزيرس را بر سر داشته باشد. هر دو شاخ‌هاي او از هر دو سو كشيده بود. رع، خورشيد ـ خدا، به همين صورت نشان داده است. آمون، بالاترين خداي مصري، كاملاً به شكل قوچ بود و به وسيلة شاخ‌هاي متمايل به پايين مشخص مي شد (پس از دوازدهمين سلسله).13 در اساطير يونان، منجي »اوديسه« (odysseus) و »فريكوس« (phtixus) است. حيواني كه در پيشگاه »آتنا« (Athena)، »پوسيدون« (poseidon)، »زئوس« (zeus) قرباني مي شد. در اساطير minoan (مربوط به تمدن باستاني جزيره كرت) قوچ خداي فزوني سال و بز خداي افول سال محسوب مي شد.

كوبله مادر ـ الهه ، در مراسم كريوبوليوم (Criobolium) قرباني مي شود خونش نيروي حياتي و جاوداني مي بخشيد. در آيين هندو مركب »آگني« (Agni) در زبان سانسكريت واژه قوچ به معني شوهر و مرد مي‌باشد.

در هنر شرقي، تصوير قوچ نسبتاً نادر است. يكي از قديمي ترين تنديس هاي شناخته شدة شيوا (سده اول ميلادي)، او را در حال ايستاده با اينكام نشان مي دهد، كه قوچي را به دست گرفته است. گاهي از آن، در ريگ ـ ودا به عنوان مركب آگني ياد مي شود. همراه با بز نر، به عنوان يكي از دوازده شاخه زميني تقويم چيني به كار مي رود و نماد بازنشستگي سعادت آميز است. در منطقه البروج غربي ها، قوچ به صورت برج حمل است كه به صورت قوچي تصوير مي شود.